تبليغاتX
فریاد گر آزادی
مازنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
افشاي پشت پرده غائله 18تير

تهران-خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا): يک پژوهشگر و عضو مرکز پژوهش هاي موسسه کيهان پشت پرده غائله 18 تير را فاش کرد.
لینک اصل خبر در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
"پيام فضلي نژاد" در گفت و گو با خبرنگار سياسي ايرنا اظهار داشت: پروژه عبدالکريم سروش براي آشوب‌هاي شبه دانشجويي 18 تير 1378 در جلسه شام غريبان حسيني در دفتر تحکيم وحدت در ارديبهشت 1378 کليد خورد و سروش در آن جلسه سه طرح "عقلانيت محض"، "نقد عملکرد ائمه اطهار" و " اسطوره‌زدايي از ساحت جامعه ديني و قهرمان ستيزي" را مطرح کرد.

اين پژوهشگر افزود: سروش در حالي که در هنگامه آشوب‌هاي آن دوران در خارج از کشور به سر مي‌برد، ناگهان به ايران بازگشت و "استراتژي عبور از خاتمي" را تبليغ کرد. البته تبليغ اين استراتژي، خود يک استراتژي بود براي اينکه هم گفتمان‌سازي و هم مطالبه‌سازي شود و آقاي خاتمي را نيز در معرض پاسخ به آن مطالبات قرار دهند.
اين عضو مرکز پژوهش هاي موسسه کيهان به برگزاري جلسه اي توسط سروش در چند روز پس از 18 تير در مشهد اشاره کرد و گفت: سروش در اين جلسه گفت که عنقريب نيروهايي که ميدان گرفته‌اند گوي سبقت را از خاتمي خواهند ربود و همه آن‌ها با خاتمي همفکر نخواهند بود.
فضلي نژاد تاکيد کرد: اين سخنان سروش که در يک نشريه آلماني در روز 24 تير منتشر شد، بازتاب رسانه‌اي وسيعي در ايران يافت. آقاي خاتمي هم در پاسخ به آن مطالبات و براي اينکه نشان دهد که با سروش همفکر است، در عاشوراي حسيني همين سال گفت که انسان بر دين تقدم دارد.

اين پژوهشگر يادآور شد که بحث تقدم جان بر عقيده به مثابه يک تئوري ماسوني در برابر بحث تقدم عقيده بر دين، به عنوان آموزه‌اي الهي، همواره نقطه نزاع توحش غرب با تمدن اسلامي بوده است و معياري براي سنجش وابستگي افراد به زرادخانه معرفتي ماسوني در غرب است.
فضلي نژاد افزود: البته برخي از شخصيت‌ها ماسون‌ هستند، به اين معني که عضو رسمي يک لژ فراماسونري در جهان مي‌باشند و برخي هم ماسون‌زده هستند؛ يعني آگاهانه يا ناآگاهانه از تئوري‌هاي ماسوني پيروي مي‌کنند.
اين عضو مرکز پژوهش هاي موسسه کيهان به بازگشت ناگهاني سروش در ميانه آشوب هاي شبه دانشجويي 18 تير به تهران اشاره کرد و با " تامل برانگيز" خواندن اين مساله گفت:
سروش دباغ (پسر ارشد سروش) آن هنگام در گفت‌وگويي خصوصي به يکي از دوستان نزديک خود گفت که از ورود غيرمنتظره پدرش به ايران شگفت‌ زده است.
فضلي نژاد افزود: خانواده سروش از بازگشت وي در ميانه آشوب‌ها به ايران بي‌اطلاع بودند و وي به نحو ناگهاني وارد تهران شد. در آن روزها، رابطه سروش دباغ با پدرش مکدر نيز بود. در هنگامه همين آشوب‌ها است که سروش در ادامه پروژه قديمي و ناکام روحانيت ستيزي خود، مدعي شد که اطاعت از مراجع تقليد مستوجب عذاب است.
اين پژوهشگر تاکيد کرد: سروش چند روز پس از 18 تير 1378، در جلسه‌اي در مشهد مدعي شد که عموم احکام ديني که فقها در باب مسايل اجتماعي و سياست مطرح مي‌کنند به دليل اين‌ که اين فقها در باب مسايلي چون حقوق بشر، عدالت، انسان‌شناسي، و تاريخ پايشان لنگ است، به قوت مشکوک است و مسلمانان روشن‌بين و تيزبين بايد مواظب باشند که نکند با عمل به فتاوي مراجع تقليد معاصر مستوجب عقوبت الهي شوند، چون اين مراجع پايشان در انسان شناسي و فهم حقوق بشر لنگ است!.
وي تصريح کرد: با اين همه، در دومين روز کنگره تبيين انقلاب اسلامي ايران به دعوت مسئولان ستاد بزرگداشت صدمين سال تولد امام خميني (ره)، سروش به عنوان سخنران دعوت شد و اين مساله در حالي است که وي بيشترين تهمت‌ها و اهانت‌ها را عليه شخصيت يگانه امام خميني (ره) روا داشته است.
پژوهشگر موسسه کيهان با اشاره به سخناني از سروش در دانشگاه اميرکبير که پيش از برگزاري کنگره تبيين امام خميني (ره) ايراد شده بود، گفت: نه تنها سروش در دانشگاه اميرکبير گفته بود من از اول با تئوري حکومت اسلامي آقاي خميني موافق نبودم، بلکه او اهانتي بس بزرگتر را به امام راحل روا داشت که در هراسم که اگر به بازخواني آن اهانت بپردازم، طلاب و روحانيون ذوب در ولايت از باب دفاع غيورانه از دين، عرصه را بر روشنفکران ديني تنگ کنند.
فضلي نژاد در عين حال تاکيد کرد: البته من هر نوع برخوردي به شيوه برخوردهاي افراطيون را مردود مي‌دانم، چرا که اولا سابقه اين برخوردهاي افراطي به عناصر مشکوک و بعضا جاهل مي‌رسد و ثانيا سبب مي‌شود تا امثال سروش به واسطه آن برخوردها در موضع مظلوميت قرار گيرند.
وي با بيان اينکه چنين اتفاقاتي در دهه هفتاد روي داده است، يادآور شد: سروش در جلسه پرسش و پاسخي در کانون توحيد لندن خاطره‌اي را از ديدارش در هنگام عضويت در ستاد انقلاب فرهنگي با امام (ره) را نقل کرده و مي‌گويد که ديدم روي آقاي خميني درباره علوم انساني اظهار نظري کرده است. چند نفري رفتيم به ملاقات ايشان و من توضيح دادم که اين مساله‌اي که گفته‌ايد به اين شکل نيست. امام پس از اين توضيحات به من گفت که تا امروز فکر مي‌کردم رقاصي هم جزء علوم انساني است!
فضلي‌نژاد افزود: اين دروغ پردازي‌هاي سروش متاسفانه در کتابي هم با نام " از شريعتي " در سال 1385 منتشر شده و دفتر نشر آثار حضرت امام(ره) در برابر اين تهمت‌هاي نارواي سروش به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران سکوت کرد!.
اين پژوهشگر تصريح کرد: سروش در پي القاي آن است که حضرت امام خميني (ره) فرق ميان رقاصي و علوم انساني را نمي‌دانست و اين نه تنها تهمت و اهانتي بزرگ است، بلکه يک جفا است.
فضلي نژاد گفت: حضرت امام(ره) که در زمينه حقوق و فلسفه مدرن غرب در سال‌هاي پيش از انقلاب اسلامي آراء هوشمندانه و ژرف دارد، آيا سزاوار چنين برخوردي است؟ چرا دفتر نشر آثار امام درباره اين تحريفات و تهمت‌هاي مکرر سروش به امام خميني (ره) نه تنها موضعي نگرفته است، بلکه سال 1378 از سروش در کنگره تبيين انقلاب اسلامي دعوت مي‌کند؟
وي افزود: در آن کنگره سروش در پي تقليل پروژه سلمان رشدي عليه قرآن و پيامبر اعظم (ص) برآمد و مسئولان کنگره به بهانه اينکه جلسه سروش، يک جلسه علمي است، ورود خبرنگاران را به جلسه سخنراني او ممنوع کردند. پس از آن رخداد، يک انديشمند انگليسي بود که در برابر مواضع سروش در آن کنگره اعتراض کرد، نه مسئولان دفتر نشر آثار امام(ره).
وي در ادامه گفت: البته شنيده هاي موثق حاکي از آن است که حجت‌الاسلام سيد حسن خميني با حضور سروش در اين کنگره مخالفت بودند، اما متاسفانه در نهايت و بر خلاف نظر ايشان، اين رخداد اتفاق افتاد.
فضلي‌نژاد به شماره 45 نشريه کيان و انتشار گفت و گويي با سروش در اين نشريه اشاره کرد و گفت: در اين نشريه سروش گفت‌وگويي را پيرامون قتل‌هاي زنجيره‌اي انجام داده و کوشيد
که با انحراف ذهن مخاطب، شاگردان مرحوم احمد فرديد را متهم به زمينه سازي نظري براي قتل‌هاي زنجيره‌اي کند.
وي افزود: من داوري‌اي پيرامون انديشه و روش مرحوم فرديد نمي‌کنم، اما جالب است که بدانيد يکي از دعاوي اصلي سروش با مرحوم فرديد هم بر سر صهيونيسم‌ستيزي فرديد بود. سروش انواع و اصناف فحاشي‌ها را به فرديد منتسب مي‌کرد و او را همواره از تئوريسين‌هاي خشونت مي‌دانست.
عضو موسسه پژوهشي کيان اضافه کرد: شاگردان فرديد در زمره افرادي بودند که به نيکي پروژه اباحه‌گري سروش را دريافته بودند و هشدار مي‌دادند که نمي‌توان با تکيه به سيستم فکري و آراء کارل ريموند پوپر، يک مسلمان مدرن خلق کرد و سرانجام اين کوشش، الحاد است.
وي افزود: سروش در تحليلي غريب مي‌گويد که تئوريسين‌هاي خشونت در ايران براي اين دم از پست مدرن بودن مي‌زنند تا هم حقوق بشر را تضعيف کنند و هم جواز اعمال خشونت بگيرند و ادامه مي‌دهد که ستاندن آزادي از مطبوعات به هر روشي عين خشونت است، بحث دخالت عقيده در انسانيت انسان، حقوق بشر از اکتشافات نوين بشر است، اجتهاد در اصول دين چون بخش‌هايي از آن خشونت‌آميز است.
وي يادآور شد: سروش در اين مصاحبه حتي عصمت معصومين را مخدوش مي‌کند و مي‌گويد غير از پيامبر هرکس هرکاري مي‌کند بايد مستند به قانون و قاعده کلي باشد و نمي‌تواند به شخصيت فردي خود اتکا و اکتفا کند و پس از پيامبر خاتم چنين شخصي نداريم! بعد از اين گفتارها، سروش آشوبگران 18 تير را محق مي‌داند که به نقد کارنامه معصومين بنشينند، چه رسد به نقد کارنامه ولايت فقيه. اين مقدمه‌اي بود تا سروش وارد بحث ولايت‌ستيزي خود به نحو آشکار شود.
نويسنده کتاب "شواليه‌هاي ناتوي فرهنگي" سپس به بررسي آراء سروش پيرامون نظريه "خودي و غيرخودي" پرداخت و با بازخواني دو مصاحبه سروش در 17 مرداد و 17 آبان 1378 در روزنامه‌هاي نشاط و عصرآزادگان گفت: در حالي که چشم فتنه رويدادهاي 18 تير مي‌رفت تا به فرمايش مقام معظم رهبري کور شود و دقيقا در هنگامي که رهبري معظم انقلاب پس از ماجراي 18 تير، نظريه هوشمندانه و راهگشاي خودي و غيرخودي را طرح کردند که جامعه به مرزبندي و تمايزيابي آشکار ميان نيروهاي سياسي برسد، سروش ابتدا در روزنامه نشاط و سپس در روزنامه عصر آزادگان گفت که اين نظريه ريشه در جاهليت دوران قبيلگي دارد.
فضلي نژاد ادامه داد: جالب است که شعبان شهيدي، معاون وقت مطبوعاتي وزير ارشاد، آن هنگام در مقام سخنگوي سروش ظاهر شد و گفت که وي چنين نگفته است، اما سروش هيچ‌گاه سخن خود را تکذيب نکرد و در دوره‌هاي بعد، بر آن اصرار ورزيد.
فضلي‌نژاد سپس به مساله دفاع سروش از اشخاص مرتد و نيز دفاع او از جهاد ابتدايي فرق و اقطاب شبه مذهبي عليه مسلمانان پرداخت و ادامه داد: پروژه سروش در سال 1378 پروژه پيچيده‌اي بود و او تنها به مبارزه با مرجعيت، رهبري نظام و حتي بحث عبور از خاتمي اکتفا نکرد، بلکه مقاله‌اي را در شماره 46 ماهنامه کيان نوشت با عنوان فقه در ترازو و در آن از حقوق افراد مرتد و اينکه افراد حق دارند اسلام را وانهند و دين ديگري برگزينند، سخن گفت.
اين پژوهشگر تاکيد کرد: شاه‌کليد بحث او اين بود که اگر مسلمانان براي خود حق دعوت ديگران به اسلام يا گاهي جهاد ابتدايي را قائلند، ديگران هم مي‌توانند چنان حقي را براي خود قائل باشند.
فضلي نژاد تصريح کرد: سروش تنها از اين راه در پي ذبح حقيقت جهان شمول اسلام نبود، بلکه به نوعي کوشيد تا به نبردهاي ايدئولوژيکي که آمريکا از سال 2001 با نام جنگ‌هاي صليبي نو با مسلمانان جهان آغاز کرد، با اين عنوان که ديگران هم حق جهاد ابتدايي عليه اسلام را دارند، مشروعيت نظري دهد.
وي اظهار داشت: پروژه سروش در سال 1378 که سال آشوب‌هاي شبه دانشجويي بود، پيچيده و مستلزم ارزيابي‌هاي امنيتي بسيار است. بايد عملکرد او نقد شود و اميدوارم روزي اسناد امنيتي منتشر گردد تا امکان چنين ارزيابي‌ فراهم شود.
** سروش و سازمان جاسوسي سيا
عضو مرکز پژوهش‌هاي موسسه کيهان سپس به طرح گزاره‌هاي سازمان جاسوسي سيا توسط سروش در جامعه فکري ايران اشاره کرد و گفت: در آمريکا در کتابي به نام A Plan to Devide and Desolate Theology مصاحبه مفصلي از دکتر مايکل برانت معاون ارشد رئيس سابق سيا و عضو مهم بخش شيعه شناسي سازمان سيا منتشر شده است. وي در اين مصاحبه از اسرار تکان دهنده اي پرده برداشته است و در جريان اتهام کارکنان سيا به فساد مالي بطور ناخودآگاه اعتراف کرده است که در اين سازمان مبلغ 900 ميليون دلار براي سازمان دهي مبارزه با تشيع اختصاص يافته بوده است.
فضلي نژاد افزود: مايکل برانت مدتي طولاني در بخش مذکور فعاليت داشته ، ولي چندي پيش به خاطر فساد مالي از کار برکنار شده است و او نيز، ظاهرا از باب انتقام جويي خيلي از اسرار محرمانه را برملا کرده است که امروز راه تحليل پروژه حلقه کيان و سروش را براي ما آسان مي‌کند.
اين پژوهشگر يادآور شد: در اين کتاب مبارزه با مرجعيت شيعه به عنوان سرچشمه اصلي قدرت تشيع و مبارزه با واقعه عاشورا و عزاداري‌هاي مذهبي مسلمين، از اصلي‌ترين پروژه‌هاي سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا برشمرده شده است. سيا به اين نتيجه رسيده بود که بايد دو بال سرخ و سبز تشيع تا سال 2010 ميلادي نابود گردد و بايد افرادي که با شيعه اختلاف اعتقادي دارند را بطور منظم و مستحکم عليه شيعه سازمان دهي کرد.
فضلي نژاد اظهار داشت: به گفته معاون ارشد سازمان سيا، آمريکا اهداف خود را در اين طرح از طريق، شناسايي و کمک مالي به افرادي از شيعه که بتوانند توسط نوشتارهاي خود، عقايد و مراکز علمي شيعه را هدف قرار دهند و نيز تحقيق و جمع آوري مطالب فراواني عليه مرجعيت و نشر اشاعه آنها توسط نويسنده هاي پول پرست و بي‌نام پيش ببرد.
وي يادآور شد: در سال 1378 که آمريکا به خيال خام خود، به فروپاشي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران دل بسته بود، سروش همه توان خود را به ميدان مي‌آورد. او پيش از اين براي زدن ريشه هويت شيعه گفته بود که شيعه و سني دو قرائت تاريخي از اسلام هستند و هر دو به يک اندازه معتبر مي‌باشند. به قول خود، در پي منفک ساختن اسلام حقيقت از اسلام هويت بود که امروز هم همين راي را در آراء آقاي سيد محمد خاتمي مي‌بينيم.
پژوهشگر موسسه پژوهشي کيهان اظهار داشت: در سال 78، عوامل سيا يک به يک وارد ايران مي‌شوند تا پروژه براندازي را به نقطه عطف خود برسانند که اوج آن در 18 تير متجلي است. سروش، دقيقا در نقشه راه طرح مايکل برانت که آن هنگام معاون ارشد سازمان جاسوسي سيا بود، حرکت کرد.
فضلي نژاد به مقايسه تطبيقي فعاليت‌هاي سروش در آشوب‌هاي شبه دانشجويي 18 تير 1378 با طرح مايکل برانت پرداخت و گفت: عبدالکريم سروش در شام غريبان حسيني سال 78، کارنامه ائمه را مستحق نقد دانست و بر زدودن اسطوره‌هاي قدسي از عرصه جامعه ديني تاکيد کرد.
وي افزود: از ديگر سو، اطاعت از مراجع را مستوجب عقوبت الهي و رفتن به جهنم خواند. به ستيز با آموزه ولايي خودي و غيرخودي روي آورد که روزنامه عصر آزادگان آن را تيتر صفحه نخست خود کرد.
فضلي نژاد ادامه داد: سروش از ارتداد به مثابه يک حق دفاع کرد و حق جهاد پيروان ديگر فرقه‌هاي ضاله و غيرضاله عليه مسلمان را در ماهنامه کيان طرح نمود. آيا طرح همه اين تئوري‌ها که باب ميل سازمان اطلاعات مرکزي آمريکا است، در همان سالي که ايالات متحده دل به فروپاشي جمهوري اسلامي بسته است، اتفاقي است؟!
اين پژوهشگر به نقل روايت پسر سروش در اين زمينه پرداخت و با بيان اينکه اين اظهارات تکان دهنده است، گفت: او براي يکي از اساتيد خود نقل کرد که من متعجبم که چرا پدرم ناگهان در ميان آشوب‌هاي 18 تير به ايران بازگشته است و اصلا بناي آمدن او به ايران نبود.
وي با بيان اينکه سروش در سال 1379 نيز تبليغ براي گزاره‌هاي سازمان جاسوسي سيا را پي‌گرفت، اظهار داشت: سخنراني سروش در همايش شريعتي و روشنفکري ديني در شهر شيراز نمونه بارز چنين رويکردي است. او در آن همايش مي‌گويد من به شريعتي اداي احترام مي‌کنم، همچنان که به امام حسين اداي احترام مي‌کنم، اما هميشه آرزو مي‌کنم اي کاش چنان نشود که به حسين (ع) و فداکاري شهادت‌طلبانه او احتياج بيفتد.
اين پژوهشگر توضيح داد: اولا سروش در بدو امر، مقام امام حسين را در حد شريعتي پايين آورده است و ثانيا در برابر رهنمود امام خميني (ره) که مي‌گويند تنها راه حسيني ماندن است، سروش خاستگاههاي مايکل برانت را بيان مي‌کند.
وي تاکيد کرد:بنابراين مي‌بينيم که حسب طرح سيا براي براندازي تشيع که به پروژه حسين -‌زدايي آمريکا در ايران اشاره شده، سروش هم آرزومند آن است که به شهادت‌طلبي امام حسين (ع) نيازي نداشته باشيم! البته اين جملات را بايد در کليت پروژه سروش و حرکت خزنده او در ايران ديد و تجليل کرد.
** سروش و مناظره با مصباح يزدي
اين پژوهشگر، سپس با بيان اينکه در سال 1378 عملکرد سروش چنان بود که مناظره با او مي‌توانست از پروژه او رازگشايي کند، گفت: آن هنگام آيت‌الله مصباح يزدي براي مناظره با سروش اعلام آمادگي کردند، اما سروش گفت چون آقاي مصباح درباره ديدگاههاي وي کتابي ننوشته است، با ايشان مناظره نمي‌کنم!.
فضلي نژاد يادآور شد: آقاي حسين شريعتمداري در دي‌ماه 1378 و در پاسخ به اين سوال که چرا دکتر سروش از مناظره با آيت‌الله مصباح يزدي طفره مي‌رود، با اشاره به اين دليل غريب سروش گفت که استدلال‌هاي سروش فقط براي نقالي در قهوه‌خانه‌ها مناسب است. آخر در کجاي دنيا و در کدام محفل علمي و منطقي فقط کساني بايد حق مناظره و انتقاد به ديدگاههاي شخص ديگري را داشته باشند که قبلا درباره آن ديدگاهها کتاب نوشته‌اند؟!
فضلي‌نژاد سپس با نتيجه‌گيري از گفتار خود پيرامون کارنامه سياسي عبدالکريم سروش در آشوب‌هاي 18 تير، به نقشه راه نوين پروژه ناتوي فرهنگي در غرب پرداخت و گفت: از هنگامي که طرح‌هاي براندازي آمريکا با مشارکت کشور‌هاي اروپايي و خصوصا با محوريت وزارت امور خارجه هلند (مشهور به پايتخت اروپايي اسرائيل) و وفق بودجه 15 ميليون يورويي پلوراليزم رسانه‌اي در ايران هدايت مي‌شود، سروش نيز در نقشه راه جديد پروژه ناتوي فرهنگي حرکت مي‌کند.
وي تصريح کرد: هر جا که غرب مساله مبارزه با اسلام سياسي تغيير استراتژي امنيتي مي‌دهد، سروش آنجا حضور دارد. هلند ابتدا با فيلم تسليم (تئو ونگوگ) و سپس با فيلم فتنه (ويلدرز) و اکنون با قرائت سکولار از قرآن توسط قادر عبدالله به ميدان مبارزه با اسلام آمده است و در سوي ديگر جبهه، نقاشي با نام مستعار به نام سوره حرا، شرم‌آورترين تصاوير از معصومين را در موزه دولتي لاهه به نمايش مي‌گذارد.
اين پژوهشگر تاکيد کرد: شاگردان سروش با تاسيس رسانه‌اي چون راديو زمانه با پول سرويس اطلاعات و امنيت هلند به تبليغ ايدئولوژي فحشاي سياه مي‌پردازند. آن‌ها هنر برهنه را تبليغ مي‌کنند، افعال حرام جنسي چون استمناء را داراي فوايد جسمي و رواني معرفي مي‌کنند، اروتيک‌ترين متون ادبي را انتشار مي‌دهند و مواردي بسيار از اين جنس که گزارش مشروح و مستند آن در روزنامه کيهان منتشر شده است.
اين عضو مرکز پژوهش هاي موسسه کيهان اضافه کرد: در همين ميان است که مي بينيد بخش عربي راديو هلند مصاحبه ميشل هوبينگ را با سروش تحت عنوان قرآن، کلام محمد منتشر مي‌کند و اتفاقا براي اولين بار در راديو زمانه به فارسي باز نشر مي‌گردد و وعده انتشار ترجمه هلندي کتاب بسط تجربه نبوي او نيز در مقدمه مصاحبه داده مي‌شود.
وي تصريح کرد: در اين مصاحبه، چنانکه مي‌دانيد وحيانيت قرآن با پديده الهام در شعر برابرگذاري شده و سروش مي‌گويد خطا و تاريخيت، احوال و حالات پيامبر اعظم (ص) در قرآن راه يافته است و بنابراين متن قرآن، آلوده به خطاست.
وي تاکيد کرد: بخش مهمي از مشکل صهيونيسم اين است که اسلام نص قدسي و بدون خدشه دارد و مسلمانان از سنديت، اصالت و مرجعيت متن ديني خود، به نحو مستند دفاع مي‌کنند و اکنون پروژه ناتوي فرهنگي با همه قدرتش مي‌کوشد تا نصوص و متون مقدس ما را مخدوش کند.
فضلي نژاد يادآور شد: مايکل لدين (کارشناس ارشد CIA و نظريه‌پرداز يهودي – صهيونيست موسسه امريکن اينتر پرايز) از لزوم ارايه قرائتي سکولار از قرآن کريم سخن مي‌گويد، وزارت دفاع آمريکا (پنتاگون) نيز ترجمه‌اي از کتاب مقدس مسلمانان را منطبق بر خاستگاههاي صهيونيستي روانه بازار کتاب مي‌کند، شخصي با نام سجاد قائم مقامي (عضو گروهک چريک‌هاي فدايي خلق) که نام مستعار قادر عبدالله را براي خود برگزيده، در هلند مي‌گويد که براي مبارزه با روحانيت اسلام، قرآني سکولار را به جهانيان معرفي خواهد کرد و عبدالکريم سروش نيز از کنار کاخ سفيد، اصالت و مرجعيت قرآن را مخدوش مي‌کند و وحي را به الهام و پيامبر را به شاعر تشبيه مي‌کند.
وي افزود:در اين ميانه، آرش نراقي که با نام احمد نراقي در ماهنامه کيان مي‌نوشت و مشهور به تدوين پاره‌اي از مباني فکر اصلا‌ح‌طلبي است و اکنون در انستيتو هوور حضور دارد، در قرائت نويني از قرآن کريم، هم‌جنس‌گرايي را ناسازگار با دين مقدس اسلام نمي‌يابد! وي در مقاله‌ اي مبسوط «درباره اقليت‌هاي جنسي» (25 نوامبر 2005) با استناد به ادبيات گسترده هم‌جنس‌گرايي، آن را پديده‌اي طبيعي و اخلاقي معرفي کرد. پس از آن هم طي يک سخنراني زير عنوان اسلام و مسأله اقليت‌هاي جنسي، در دانشگاه کاليفرنيا‌ي لس‌آنجلس، کوشش او مصروف آن شد تا قرائتي سازگار با قرآن از هم‌جنس‌گرايي ارائه کند. نراقي همچنان از نزديک‌ترين شاگردان و محرمان عبدالکريم سروش به شمار مي‌رود. قرآن‌ستيزي و مشروعيت ‌دادن به همجنس‌گرايي، فرجام سياسي سروش و شاگردان اوست.
اين پژوهشگر در پايان تصريح کرد: شکست‌خوردگان 18 تير 1378 که با نيروي سازمان جاسوسي سيا به ميدان آمده بودند، اکنون ديگر حتي پيامبر را داراي معصوميت و مصونيت نمي‌دانند، بلکه حضرت محمد (ص) را آميخته به خيال و خطا و قرآن را سازگار با پديده سياه همجنس‌بازي معرفي مي‌کنند و از رهگذر، در زمين جديد بازي ناتوي فرهنگي غرب توپ مي‌زنند.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 18:35  توسط امید  | 

حجاب در معنای اجتماعی و شرعی آن، به معنای پوشش برای زن و جلوگیری از بروز افکار کالا انگارانه نسبت به زنان است. در واقع حجاب برای جلوگیری از خودنمایی زن و تبدیل شدن وی به موجودی برای ارضا شهوات مردان است.

فهیمه خضر حیدری یکی از نویسندگان روزنامه اعتماد ملی است که چند وقت پیش با حمایت تام و تمامی که از گسترش همجنس بازی در ایران انجام داد، حسابی معروف شد. همچنین گزارش وی درباره پارک های مخصوص زنان که با توهین و تحقیر حجاب همراه بود، یکی دیگر از درافشانی های وی بود (برای دریافت این گزارش به صورت پی دی اف اینجا کلیک کنید).

چیزی نمی گویم. فقط شما را دعوت می کنم تا به عقاید مستهجن یک روزنامه نگار اصلاح طلب بنگرید و ببنید این نامردمان حتی حجاب را هم دستمایه لذت های کثیف حیوانی خود قرار داده اند.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 18:33  توسط امید  |